جوجه اوردک زشت
همه شما عزیزان حتما داستان جوجه اوردک زشت رو شنیدید و اینکه چقدر اون جوجه میون کسانی که مثل خودشون بود به خاطر شرایطی که داشت رنج میکشید و اونو از جوجه های دیگه متمایز میکرد و این داستان بر میگرده به خودم و من همون جوجه اوردکی زشتی هستم که به خاطر شرایطم با همه کسانی که هم احساس و هم روح هستم متمایز بشم و جور دیگه ای منو نگاه کنن و منو محکو میکنن به جرمی که خودم نخواستم مرتکب شم ترنسی که وضیعت خواهر ترنس خودشو به مسخره بگیره و جوری رفتار کنه انگار با بقیه متفاوت هستش واقعا دردناکه برای همین تصمیم گرفتم یه گوشه از این دنیا با عشقم زندگیم کنم به دور از این بی محلی ها به دور از درک نکردنهای کسانی که مثل خودم هستن به زودی وبلاگم با همه خوبی و بدیش بسته میشه و از همه عزیزانی که تو این مدت منو یاری کردن ممنون هستم از غزل عزیز . ریحانه. رها و دلارام امیدوارم روزی برسه این جوجه اوردک زشت به قو زیبا سفید و زیبایی تبدیل بشه کسی از اینده خبری نداره من و عشقم تمام تلاشمون همینه برسیم به ارامشی که حق ماست چیز کوچیکی که برای به دست اوردنش رنج های زیادی متحمل شدم ولی هرگز کوتاه نخواهم اومد از خواهرها و برادرهای عزیز عذر خواهی میکنم ولی باید رفت بعضی اوقات رفتن بهترین راه برای رسیدن به هدف هستش برای همیشه خدا نگهدار